معنی پنداریدن
7 بازدید
[ پِ دَ ] (مص) پنداشتن. گمان کردن. خیال کردن : زشت باید دید و پندارید خوب زهر باید خورد و پندارید قند. رابعهٔ بنت کعب قزداری. || عجب و تکبر نمودن.
کلمات همقافیه با «پنداریدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر