معنی پناهخان
7 بازدید
[ پَ ] (اِخ) یکی از سران طایفهٔ جوانشیر، او قلعهٔ شوشی را بنا کرده و پناه آباد نام نهاد. کریم خان زند هنگام عزیمت عراق او را با دیگر امرا با کوچ و بنه در رکاب خویش به عراق آورد. (مجمل التواریخ تألیف ابوالحسن گلستانه حواشی ص ۳۴۱). رجوع به ابراهیم خلیل خان و پناه آباد شود.[ پَ ] (اِخ) قلِّه بری. او ابراهیم خان برادرزادهٔ نادرشاه را در محلی موسوم به قله بر، از توابع خمسه گرفتار کرد و ابراهیم خان به امر شاهرخشاه پسر رضاقلی میرزا افشار کشته شد. (مجمل التواریخ تألیف ابوالحسن گلستانه حواشی ص ۲۹۶).
کلمات همقافیه با «پناهخان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر