معنی پلیس مخفی
12 بازدید
[ پُ مَ ] (ترکیب وصفی، اِ مرکب) کارآگاه. (از لغات فرهنگستان). عسس و محتسبی که لباس خاص ندارد تا شناخته نشود. و پلاکی که در بغل دارد گاهِ ضرورت ارائه کند.
کلمات همقافیه با «پلیس مخفی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «فی» برای سرودن شعر