معنی پلیس
5 بازدید
[ پَ ] (اِ) در اصطلاح بنایان، ناهمواری.[ پُ ] (فرانسوی، اِ) لفظ فرانسوی که در فارسی بمعنی پاسبان ادارهٔ شهربانی (نظمیه) و گاه بمعنی آن ادارهٔ شهربانی استعمال میشد . عسس. محتسب.[ پْلَ / پِ لَ ] (اِخ) نام نهری است در کشور آلمان. این نهر از ساکس شروع شده رو به شمال جاری میشود و پس از طی ۱۱۰هزار گز به رودخانهٔ الستر بلانش میریزد. (قاموس الاعلام ترکی در مادهٔ پلایسه).
کلمات همقافیه با «پلیس»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یس» برای سرودن شعر