معنی پلیداماس
6 بازدید
[ پُ ] (اِخ) پهلوانی در اساطیر یونانی از اهالی تسالی. وی زور و نیروئی شگرف و عظیم داشت و هنگامی که قصد کرد صخرهٔ عظیمی را که افتادن میخواست از سقوط بازدارد در زیر صخره بماند و بمرد.
کلمات همقافیه با «پلیداماس»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اس» برای سرودن شعر