معنی پلغپلغ
7 بازدید
[ پُ لُ پُ لُ ] (اِ صوت) حکایت آواز جوشیدن مایعی زفت و غلیظ با تیرکها و جوشهای بزرگ. - پلغ پلغ زدن؛ جوشیدن با جوشهای بزرگ و بیشتر در مایعی زفت چون آش و مانند آن.
کلمات همقافیه با «پلغپلغ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لغ» برای سرودن شعر