معنی پشم درکشیدن
6 بازدید
[ پَ دَ کَ / کِ دَ ] (مص مرکب) دورکردن معربد و هرزه گوی از خود به لطائف الحیل. (فرهنگ رشیدی): درنمی گنجد اگر موی شود بیهده گوی هر که بیهوده کند عربده پشمش درکش. نزاری (از بهار عجم). کشیدم پشم در خیل و سپاهش نظامی (از فرهنگ رشیدی).
کلمات همقافیه با «پشم درکشیدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر