معنی پشماق
4 بازدید
[ پَ ] (ترکی، اِ) کفش و این لفظ ترکی است : کرده خون کشتهٔ هجران به یک ره پایمال ور نمی داری مسلم رنگ پشماقش ببین. خواجو. و آنرا بشماق و باشماق نیز گویند.
کلمات همقافیه با «پشماق»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اق» برای سرودن شعر