معنی پشت راست کردن
9 بازدید
[ پُ کَ دَ ] (مص مرکب) پس از نهادن باری سنگین که پشت خم کرده بود راست ایستادن. || از صعوبت و سختی رهائی یافتن.
کلمات همقافیه با «پشت راست کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر