معنی پشت دوتا کردن
59 بازدید
[ پُ دُ کَ دَ ] (مص مرکب) خم کردن. خمیده ساختن پشت : هر که دل یکتا کند در بیعت و پیمان تو دور گردون پشت او را کرد نتواند دوتا.معزی. || پشت خم کردن برسم عباد و بندگان در برابر کسی تعظیم را خم شدن. تعظیم با خم کردن پشت : ای شکم خیره به نانی بساز تا نکنی پشت بخدمت دوتا.سعدی.
کلمات همقافیه با «پشت دوتا کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر