معنی پشتگرمی
8 بازدید
[ پُ گَ ] (حامص مرکب) اعتماد. مظاهرت. قوی پشتی. استظهار. اطمینان : کرا پشت گرمی ز یزدان بود همیشه دل و بخت خندان بود.فردوسی. هم ایدر مرا پشت گرمی بدوست که هم پهلوان است و هم شاه دوست. فردوسی. مرا پشت گرمی بد از خواسته بفرزند بودم دل آراسته.فردوسی. || مددکاری و تقویت. (غیاث اللغات). امداد. یاری کردن : خورشید جودت ار نکند پشت گرمئی سرما کند شمار من از کشتگان برف. کمال اصفهانی (از فرهنگ ضیاء).
کلمات همقافیه با «پشتگرمی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «می» برای سرودن شعر