معنی پشتگرم
5 بازدید
[ پُ گَ ] (ص مرکب) مستظهر. معتمد. مُتکی : بدانکه منزلت تو نزد امیرالمؤمنین منزلت راست گوی امین است نه گمان زده تهمت ناک، چرا که امر حکومت را بتو سپرده و پشت گرم شد بتو نه بر تو. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص ۳۱۳). - پشت کسی را گرم داشتن؛ مدد کردن به وی. یاری و مددکاری کردن به او. امداد: نه هم پشتی که پشتم گرم دارد.نظامی. - پشت گرم بودن؛ مستظهر بودن : فریب چون گل رعنا نمیخورم زنهار در این چمن که مرا پشت از خزان گرم است. سلیم (از فرهنگ ضیاء).
کلمات همقافیه با «پشتگرم»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رم» برای سرودن شعر