معنی پشتلنگ
5 بازدید
[ پُ لَ ] (ص) هرزه و ناقص و معیوب و بی معنی باشد. (برهان قاطع). بیهوده : در ملک تو بسنده نکردند بندگی نمرود پشه خورده و فرعون پشتلنگ. سوزنی. || پس افتاده. (برهان قاطع). و نیز رجوع به پشلنگ شود.
کلمات همقافیه با «پشتلنگ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نگ» برای سرودن شعر