معنی پشتاره
6 بازدید
[ پُ رَ / رِ ] (اِ مرکب) مخفف پشتواره است و آن مقداری باشد از هر چیز که به پشت توان برداشت. (برهان قاطع). پشتوار. (فرهنگ شعوری). پشت باره. کوله بار. بسته که به پشت توان کشید. بار. حمل: اِبالة و اُبالة؛ پشتارهٔ کلان از هیزم. بُله؛پشتاره ای کلان از هیزم. ضبرالکتب؛ پشتاره کرد و یک جای کرد کتابها را. (منتهی الارب). || پشتیبان. پشتیوان.
کلمات همقافیه با «پشتاره»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ره» برای سرودن شعر