معنی پس افکندن
5 بازدید
[ پَ اَ کَ دَ / دِ ] (مص مرکب) چیزی از درآمد خود ذخیره کردن. اندوخته ساختن. ذخیره کردن. || تأخیر. بعقب انداختن. || میراث گذاشتن. (برهان قاطع). || پس افکندن کار را، مساوَفه.
کلمات همقافیه با «پس افکندن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر