معنی پسروی کردن
7 بازدید
[ پَ رَ کَ دَ ] (مص مرکب) پیروی کردن. تابعیت کردن. متابعت. (تاج المصادر بیهقی) (منتهی الارب). تبع. اتباع. اتبّاع. تباعة. اقتداء. اقتفاء. مساتلة: استتباع؛ پس روی کردن خواستن. تباع؛ پس روی عمل کسی کردن. تتابع؛ پس روی کردن با یکدیگر. تکاتع؛ پس روی کردن با یکدیگر. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «پسروی کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر