معنی پسروی
5 بازدید
[ پَ رَ ] (حامص مرکب) پیروی. اِتباع. اتبّاع. تبعیت. متابعت : نیکخو گشتی چو کوته کردی از هر کس طمع پیشرو گشتی چو کردی عاقلان را پس روی. ناصرخسرو.
کلمات همقافیه با «پسروی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وی» برای سرودن شعر