معنی پسرنیا
5 بازدید
[ پِ سَ ] (اِ مرکب) پسرنیای پدری. ابن عم. پسرعمو. || پسرنیای مادری. ابن خال. پسرخاله. || پسرنیای نزدیک. ابن عم لحّ. || پسرنیای دور. ابن عم کلاله. (مهذب الاسماء در لفظ ابن). صاحب برهان قاطع در لفظ نیا گوید: بمعنی جد باشد مطلقاً خواه پدر پدر و خواه پدر مادر و بمعنی برادر مادر که خالو باشد و برادر بزرگ هم بنظر آمده است... - انتهی.
کلمات همقافیه با «پسرنیا»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یا» برای سرودن شعر