معنی پسرخالو
6 بازدید
[ پِ سَ ] (اِ مرکب) پسر برادر مادر. پسردائی. پسرخال. دائی زاده.
کلمات همقافیه با «پسرخالو»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لو» برای سرودن شعر