معنی پسرخاله
6 بازدید
[ پِ سَ لَ / لِ ] (اِ مرکب) پسر خواهر مادر. خاله زاده. - پسرخالهٔ دسته دیزی؛ در تداول عوام به مزاح و سخریه، خویشاوند نزدیک: او پسرخالهٔ دسته دیزی من نیست.
کلمات همقافیه با «پسرخاله»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «له» برای سرودن شعر