معنی پزگر
6 بازدید
[ پَ گَ ] (ص) صاحب فرهنگ شعوری این کلمه را با شعر ذیل آورده و به آن معنی طباخ و آشپز و پزنده داده است: تو را مهمان نوآیین برو دیگی بنه زرین بپز گر پروری داری و هم خرگوش کهساری. شمس تبریزی (از فرهنگ شعوری). ولیکن صاحب فرهنگ شعوری غلط خوانده است. «بپز» امر است از پختن و «گر» حرف شرط است و پروری بمعنی پرواری.
کلمات همقافیه با «پزگر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «گر» برای سرودن شعر