معنی پزشکی کردن
6 بازدید
[ پِ زِ کَ دَ ] (مص مرکب) تطَبُّب. (زوزنی). اِسا. اِسو. مواسات.
کلمات همقافیه با «پزشکی کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر