معنی پرگنه
6 بازدید
[ پَ گَ نَ / نِ ] (اِ) زمینی را گویند که از آن مال و خراج میگیرند. (برهان). زمینی را گویند که از آن خراج بستانند. (جهانگیری). || مرکبی باشد از عطریات و بویهای خوش و آنرا در هندوستان ارگجه گویند و در عربی ذریره خوانند و به این معنی به کسر کاف فارسی هم آمده است. (برهان). || بفتح اول و سکون ثانی دهات. (برهان) (غیاث اللغات). رجوع به پرکنه شود.[ پُ گُ نَ هْ ] (ص مرکب) پرگناه : برین بر شدن بنده را دستگیر مر این پرگنه را تو کن دلپذیر.فردوسی.[ پْرُ/ پِ رُ نِ ] (فرانسوی، اِ) نوعی از طیور خواننده، از خانوادهٔ ئیروندی نیده دارای ده نوع فرعی که در اتازونی بسیار دیده میشود.
کلمات همقافیه با «پرگنه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نه» برای سرودن شعر