معنی پرگنده
7 بازدید
[ پَ گَ دَ / دِ ] (ن مف / نف) مخفف پراگنده است که پریشان و متفرق گردیده باشد. (برهان): از آن قصاید پرگنده دفتری کردم که خوانده بودم بر تاج خسروان ایدر. ازرقی.
کلمات همقافیه با «پرگنده»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ده» برای سرودن شعر