معنی پرکاره
4 بازدید
[ پَ رْ، رَ / رِ ] (اِ) پرکار. || پرکاله. (جهانگیری). وصله : بر خرقهٔ تسلیم زن از سوزن اخلاص یک رقعهٔ پرکارهٔ ارباب حقایق. نزاری قهستانی (از جهانگیری). لیکن این بیت برای معنی فوق رسا نیست.
کلمات همقافیه با «پرکاره»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ره» برای سرودن شعر