معنی پرچ کردن
5 بازدید
[ پَ کَ دَ ] (مص مرکب) پرچیدن. پهن کردن سر میخی که در جای کوفته باشند تا برآوردن نتوانند یا برگرداندن نوک میخی که به جای کوفته باشند استحکام را. رجوع به پرچین کردن ذیل پرچین شود.
کلمات همقافیه با «پرچ کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر