معنی پرویختن
5 بازدید
[ پَ رْ تَ ] (مص) فروبیختن با پرویزن و جز آن : تو خسروی و من از صدق دل نه از پی زر بر آستانهٔ قدر تو خاک پرویزم.نزاری قهستانی.
کلمات همقافیه با «پرویختن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر