معنی پرموزه
5 بازدید
[ پَ زَ / زِ ] (اِ) بمعنی پرموز است که انتظار و امید باشد. (برهان). رجوع به پرمر شود. || زنبور عسل را هم گفته اند. (برهان). رجوع به پرمر شود. || نام پسر ساوه شاه نیز هست و به این معنی با ذال نقطه دار هم آمده است و اصحّ این است بنابر قاعدهٔ کلی. (برهان). و رجوع به پرموده شود.
کلمات همقافیه با «پرموزه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «زه» برای سرودن شعر