معنی پرموز
7 بازدید
[ پَ ] (اِ) امید و انتظار. || زنبور عسل. (برهان). پرمور. پرموزه. پرمر. رجوع به پرمر شود.[ پُ ] (اِ) علف [ یابس ] را گویند. سبزهٔ خشک شده است. (برهان).
کلمات همقافیه با «پرموز»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وز» برای سرودن شعر