معنی پرستاری
6 بازدید
[ پَ رَ ] (حامص) تیمار. خدمت. حضانت. تیمارداری. زواری : زهد در دنیا و پرستاری اولی القربی. (ترجمهٔ تاریخ یمینی). || بیمارداری. بیماروانی. بیماربانی. تمریض. - پرستاری کردن؛ تیمار داشتن.
کلمات همقافیه با «پرستاری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر