معنی پرزحیر
5 بازدید
[ پُ زَ ] (ص مرکب) پراندوه. پرغم: دلِ بنده پرزحیر است و خواستمی که مرده بودمی تا این روز ندیدمی. (تاریخ بیهقی).
کلمات همقافیه با «پرزحیر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یر» برای سرودن شعر