معنی پرزحمت
6 بازدید
[ پُ زَ مَ ] (ص مرکب) پرانبوهی. و در تداول فارسی پررنج. پرمشقت. که رنج و مشقت بسیار دارد.
کلمات همقافیه با «پرزحمت»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «مت» برای سرودن شعر