معنی پرخچ
7 بازدید
[ پَ رَ ] (اِ) پشت و کفل و ساغری اسب و استر و غیره : همی تا کیم کرد باید نگاه به پشت و پرخج غلیواج و رنگ. مسعودسعد (از شعوری). رجوع به پرخج و پرخش شود.
کلمات همقافیه با «پرخچ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «خچ» برای سرودن شعر