معنی پراهام
6 بازدید
[ پَ ] (اِخ) براهام. نامی است پارسی باستانی و معرب آن ابراهیم است و نام جهودی بود در نهایت سامان و تجمل در زمان بهرام گور و بهرام، سامان او را تمام بسقائی لنبک نام بخشید. (برهان). رجوع به داستان بهرام گور با لنبک آبکش در شاهنامه و رجوع به براهام و رجوع به لنبک شود.
کلمات همقافیه با «پراهام»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ام» برای سرودن شعر