معنی پرالک
6 بازدید
[ پَ لَ ] (اِ) آهن گوهردار. (فرهنگ اسدی). آهن جوهردار. (اوبهی). فولاد جوهردار را گویند عموماً و تیغ و شمشیر را خصوصاً. (برهان): بدست هر یک از ایشان یکی پرالک تیغ چنانکه باشد در دست دیو شعلهٔ نار. (از حاشیهٔ فرهنگ اسدی نخجوانی). از آن آهن لعل گون تیغ چار هم از روهنی و پرالک هزار.اسدی. و رجوع به بلارگ شود.
کلمات همقافیه با «پرالک»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لک» برای سرودن شعر