معنی پذیرش
10 بازدید
[ پَ رِ ] (اِمص) مصدر دوم پذیرفتن. قبول. پذیرفتاری. تعهّد. تقبّل. فرمانبرداری. (برهان): و به بخارا شدند [ یعنی حسین طاهر و عبداللََّه صابونی ] و امیر خراسان را پذیرشها کردند به مالهاء بزرگ. (تاریخ سیستان). بداد و دهش دل بیارای ورای پذیرش کن از نیکوی با خدای.اسدی. خردمند رو از پذیرش نتافت بغوّاصی در بدریا شتافت.نظامی.
کلمات همقافیه با «پذیرش»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رش» برای سرودن شعر