معنی پخنو
6 بازدید
[ پَ ] (اِ) تندر. رعد. کنور: عاجز شود از اشک و غریو من هر ابر بهارگاه با پخنو.رودکی. و رجوع به پختو شود.
کلمات همقافیه با «پخنو»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نو» برای سرودن شعر