معنی پختو
5 بازدید
[ پُ تَ ] (اِ) در لهجهٔ مردم دامغان قسمی کبوتر و این ظاهراً اصل کلمهٔ فاختهٔ عرب است.[ پُ ] (اِخ) پشتو. یکی از لهجه های فارسی معمول در بعض طوائف روستائی و صحرانشین افغان. و این زبانی نهایت بدوی است و از آن زبان شعر و کتابت کردن تکلف و تجشمی بیهوده است.[ پَ ] (اِ) تندر. رعد. (لغت فرس اسدی): عاجز شود از اشک و غریو من هر ابر بهارگاه با پختو.رودکی. و این کلمه در بعض لغت نامه ها پخنو آمده است بهمین معنی.
کلمات همقافیه با «پختو»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تو» برای سرودن شعر