معنی پتواز
7 بازدید
[ پَ تْ ] (اِ) بتواز. پدواز. (رشیدی). آده. میقعه. (برهان). نشیمن کبوتر و باز و دیگر پرندگان از شکاری و غیرشکاری و آن دو چوب است که به اندک فاصله از یکدیگر بر زمین فروبرند و چوب دیگر بر زبر آن دو نهند چنانکه نشستن آن جانوران را بکار آید. || مطلق آرامگاه و نشستنگاه. (رشیدی): چو از پتواز چوگان تو سرزد هوا گیرد چو باز تیزپر، گوی. عمید لوبکی (از فرهنگ رشیدی). دریغ و درد که بختم نشد دلیل و کنون قفس شکسته و روحم نشسته بر پتواز. میرغروری. و رجوع به پدواز شود.
کلمات همقافیه با «پتواز»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «از» برای سرودن شعر