معنی پا در رکاب
5 بازدید
[ دَرْ رِ ] (ص مرکب) سوار. || مهیا و مستعد و آمادهٔ سفر. || دَمِ نزع که ابتدای سفر آخرت است. (برهان). محتضر. || هر چیز که نزدیک به ضایع شدن باشد عموماً و شرابی که مایل بترشی شده باشد خصوصاً. (برهان).
کلمات همقافیه با «پا در رکاب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اب» برای سرودن شعر