معنی پایموزه
5 بازدید
[ زَ / زِ ] (اِ مرکب) پای افزار: و مسلمانان بسیار غنیمت یافتند از سلاح و جامه و زرینه و سیمینه و برده گرفتند و یک پای موزهٔ خاتون با جورب گرفتند و جورب و موزه از زر بود مرصع بجواهر. (تاریخ بخارا).
کلمات همقافیه با «پایموزه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «زه» برای سرودن شعر