معنی پاکیزگی
5 بازدید
[ زَ / زِ ] (حامص) پاکی. طهارت. طُهر. طُهرَه. نَقاوَت. نظافت. وضاءَة. (صراح). نَقاء. صفا. (دهار): نگاه باید کرد تا احوال ایشان [ شاهان غزنوی ] بر چه جمله رفته است و میرود در عدل و خوبی سیرت و عفت و دیانت و پاکیزگی روزگار و نرم کردن گردنها. (تاریخ بیهقی). و هرگاه که متقی در کار این جهان گذرنده تأملی کند مقابح آنرا بنظر بصیرت بیند و پاکیزگی ذات حاصل آید. (کلیله و دمنه). ز پاکیزگی شهر و از خرّمی ده روان گشت بازار بازرگانی.فرخی.
کلمات همقافیه با «پاکیزگی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «گی» برای سرودن شعر