معنی پاکیزهدین
6 بازدید
[ زَ / زِ ] (اِ مرکب) دین پاک. دین درست : دگر هرچه گفتی ز پاکیزه دین [ دین مسیح ] ز یکشنبدی روزه و آفرین همه خواند بر ما یکایک دبیر سخنهای شایسته و دلپذیر بما بر ز دین کهن ننگ نیست بگیتی به از دین هوشنگ نیست.فردوسی. || (ص مرکب) پاکدین صاحب اعتقاد درست. که عقیدتی راسخ در دین دارد: چو بشنید شاه آن گرفت آفرین بر آن نامداران پاکیزه دین.فردوسی. خردمند باشید و پاکیزه دین از آفت همه پاک و بیرون ز کین.فردوسی. همه پهلوانان پاکیزه دین منوچهر را خواندند آفرین.فردوسی. ای شه پاکیزه دین ای پادشاه راستین ای مبارک خدمت تو خلق را امیددار. فرخی. پاکیزه دین و پاک نژاد و بزرگ عفو نیکودل و ستوده خصال و نکوشیم.فرخی. زهی مظفر پیروزبخت روزافزون زهی موحّد پاکیزه دین و یزدان دان.فرخی. آن ستم کز عشق دیدم من مبیناد ایچ کس جز عدوی خسرو پاکیزه دین پاک راز. منوچهری. یکی طعنه میزد که درویش بین زهی پارسایان پاکیزه دین.سعدی. ز هر نوع اخلاق او کشف کرد خردمند و پاکیزه دین بود مرد.سعدی.
کلمات همقافیه با «پاکیزهدین»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ین» برای سرودن شعر