معنی پاکیزهدل
3 بازدید
[ زَ / زِ دِ ] (ص مرکب) پاکدل. که دل پاک دارد. که اعتقاد پاک دارد: زبان باز بگشاد مرد جوان که پاکیزه دل بود و روشن روان.فردوسی. زین دادگری باشی و زین حق بشناسی پاکیزه دلی پاک تنی پاک حواسی.منوچهری. پاکیزه دل است این ملک شرق و ملک را پاکیزه دلی باید و پاکیزه دهائی.منوچهری. نازنینی چو تو پاکیزه دل و پاک نهاد بهتر آنست که با مردم بد ننشینی.حافظ.
کلمات همقافیه با «پاکیزهدل»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دل» برای سرودن شعر