معنی پاکیزهخوی
5 بازدید
[ زَ / زِ ] (ص مرکب) مهذّب : بدو گفتم ای یار پاکیزه خوی چه درماندگی پیشت آمد بگوی.سعدی. شنید این سخن مرد پاکیزه خوی.سعدی.
کلمات همقافیه با «پاکیزهخوی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وی» برای سرودن شعر