معنی پاکبازی
6 بازدید
(حامص مرکب) عمل آنکس که هرچه دارد در قمار و عشق و یا در هواهای دیگر دهد و از ناداشت نیندیشد: پاکبازی دوست داری در سخا با دوستان بر دل صافی زنی چون پیر صافی با مرید. سوزنی. عشق و مستوری بهم دورند و راه پاکبازی آن کسی آسان رود کاین شیشه در بارش نباشد. اوحدی (کلیات چ سعید نفیسی ص ۱۶۴). || عشق پاک؛ عشقی که به شائبهٔ هوای نفس مشوب نباشد. - پاکبازی کردن؛ پاک باختن : جان شیرین بر بساط عاشقی بی تلخئی در هوای مهر جانان پاکبازی کن بباز. سنائی.
کلمات همقافیه با «پاکبازی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «زی» برای سرودن شعر