معنی پامزد
6 بازدید
[ مُ ] (اِ مرکب) حق القدم. جعل : و فرع دبیران و پامزد بر سر. (راحةالصدور راوندی).
کلمات همقافیه با «پامزد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «زد» برای سرودن شعر