معنی پالاوان
5 بازدید
(اِ مرکب) پالاون. ظرفی باشد مانند کفگیر که چیزها در آن صاف کنند و آنرا ترشی پالا گویند. (برهان). ظرفی بود مانند طبقی که در آن سوراخ بسیار باشد مثل کفگیر که طباخان و حلوائیان آنرا بر سر دیگ نهند و روغن و شیره و ترشیها و امثال آنرا بدان صاف کنند. زازل. ترشی پالا. آردن. (جهانگیری). آبکش. ماشو. ماشوب. رجوع به پالاون شود.
کلمات همقافیه با «پالاوان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر