معنی پالانقه
3 بازدید
[ قَ ] (اِخ) پالانکه. پَلَنقه. پلنکه. در روملی و بلغارستان و صربستان و مجارستان قصبات کوچک و قراء به این نام بسیارست و مشهورترین آنها قریه ای است در ولایت قوصوه در ۷۵ هزارگزی شمال شرقی اسکوب نزدیک حدود بلغارستان و آنرا اگری پلنقَه نیز گویند، دارای ۴ هزار سکنه و دو مسجد و نهر دوراک یا اگری دره از میان این شهر گذرد.
کلمات همقافیه با «پالانقه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «قه» برای سرودن شعر