معنی پال
5 بازدید
(اِخ) قریه ای است به یک فرسنگی میانهٔ جنوب و مشرق گله دار و در قدیم قصبهٔ بلوک گله دار بود.(اِ) ریسمان است و از این مرکب است پالدم یعنی رسنی که در دم اسب کنند. (فرهنگ رشیدی). || (نف مرخم) پالاینده، چنانکه در ناخن پال.
کلمات همقافیه با «پال»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ال» برای سرودن شعر